گمشده ام ، در یک قفس سرخ ،در یک باغ پر از گلهای سرخ محبت و عشق.
گمشده ام در قلب یک عاشق ،در قلب یک مجنون .
برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه کنید.
گمشده ام ، در یک قفس سرخ ،در یک باغ پر از گلهای سرخ محبت و عشق.
گمشده ام در قلب یک عاشق ،در قلب یک مجنون .
گمشده ام ، در یک آغوش گرم، در دشت پر از آرزو و امید .
گمشده ام ، در کنار دریا ، لحظه غروب خورشید،درون دستهای گرم یک معشوق.
گمشده ام ، در کوهستان و صحرا، در آسمان و این دنیا.
من یک گمشده پر آوازه ام ، یک گمشده در دنیای قلبها.
آری همانم که دلم میخواهد تا آخر دنیا همان گمشده.
در آن قلب سرخ باقی بمانم ،آری من همانم که مجنونم .
و تو همانی که سالها در جستجوی اویم
من همانم که عاشقم و تو همانی که همیشه در پناه اویم
گمشده ام در این قلب سرخ و مهربانت ،زنده مانده ام با عطر نفسهایت،آن صدای مهربانت
و با آن خونی که در قلبت جاریست.
آری من همانم که تو میخواستی و تو همانی که من آرزویش را داشتم.
گمشده ام در یک خانه دل سرخ ،در یک دشت سرخ .
گمشده ام و دیگر نمیخواهم پیدا شوم،دلم میخواهد همیشه و همیشه در این قلب مهربانت گمشده باشم ای نازنینم.

|